پیش
گفتار
طبقه
کارگر و
انقلاب دوم
چين
در طی قرن
اخير مکررند،
فرصت هائی که
رهبران جنبش
کارگری از دست
داده اند:
انقلاب دوم
چين 27- 1925، پيروزی
فاشيزم در
ايتاليا و
آلمان،
انقلاب
اسپانيا 1936،
امواج انقلاب
که پس از جنگ
جهانی دوم هم
در اروپا و هم
در بسياری از
کشورهای
مستعمره
(يونان،
اندونزی، شيلی،
ايران و غیره)
همه به شکست
انجاميد. اين
ها تجربياتی
هستند که بايد
از آن
بياموزيم تا
دوباره "به همين
سرنوشت دچار
نشويم". اهميت
اين درس آموزی
در چيست؟ آيا
به اين علت
است که عده ای
"آشفته فکر" می
خواهند تقصير
شکست انقلابات
را صرفاً به
گردن مخالفين
خود بگذارند؟
يا آن که عده ای
قصد به راه
انداختن
جنجال بر سر
مسائل گذشته دارند؟
اهميت اين درس
آموزی فقط از
اين نظر نيست
که کمينترن پس
از مرگ لنين
مسئول تاريخی
اين شکست ها
بوده، و اهميت
آن فقط از اين
نظر نيست که
هنوز در کشورهای
مستعمره و شبه
مستعمره
احزابی هستند
که با همان
تئوری های
اشتباه به
مبارزات
طبقاتی لطمه
های شديد وارد
می آورند. از
همه اين ها
مهم تر، اهميت
آن در اين است
که گرايش هائی
در توجيه
سياست های
انحرافی زير
پوشش
"مارکسيزم
لنينيزم" و با
تکيه به اعتبار
انقلاب اکتبر
و لنين، چنان
اغتشاشی در
تئوری انقلابی
و در دست
آوردهای
تجربيات
انقلابی
مبارزه طبقاتی
در سطح جهانی
به وجود آورده
اند که:
اولاً، حتی
در کشورهائی
که احزاب
کمونيست آن،
با ريشه و
منشاء نظرات کمينترن
پس از مرگ
لنين، قطع
رابطه کردند و
توانستند
انقلاب را تا
کسب قدرت سياسی
به پيروزی
رهبری کنند
(انقلاب سوم
چين، انقلاب
ويتنام)، از
آن جا که اين
انقطاع به طور
تجربی، قدم به
قدم و تحت
فشار شرايط
عينی صورت
گرفت، اين
احزاب
نتوانسته اند
چکيده درس های
اساسی انقلاب
خود را به
روشنی عرضه
کنند و اين
انقطاع را
آگاهانه
گسترش دهند.
در نتيجه، از
يک سو،
نتوانسته اند
آن نقشی را که
بالفعل می
توانستند و می
بايست در
ايجاد رهبری
های انقلابی
در سطح جهانی
ايفا کنند به
عهده بگيرند
(مقايسه کنيد
نقش رهبری حزب
کمونيست چين
يا ويتنام را
در کمک
آگاهانه به
ساختن رهبری
انقلابی در
سطح جهان با
نقش حزب
بلشويک پس از
پيروزی
انقلاب اکتبر
و بنيان گذاری
بين الملل
کمونيست). و از
سوی ديگر،
اگرچه قدم اول
انقلاب
سوسياليستی،
يعنی کسب قدرت
سياسی در سطح
ملی، را با
موفقيت
برداشته اند،
ولی راه را
برای انحطاط
جدی انقلاب
باز گذاشته
اند.
و ثانياً،
تحريف و تخريب
دستاوردهای
تجربيات
مبارزه طبقاتی
چنان اثر عميقی
گذاشته که حتی
گرايش هائی
نيز امروزه بر
سر مسائل گرهی
جلوی راه
جنبش، در عمل
شروع به
انقطاع از
رهبری های سنتی
گذشته کرده
اند، هنوز
چنان در
چارچوب
تئوريک گذشته
گرفتار مانده
اند که چنان
چه اين چهارچوب
به موقع شکسته
نشود و آن ها
موفق به تعميم
درس های لازم
از تجربه خود
و آموزش از
تجربيات
گذشته مبارزات
در سطح جهانی
نشوند، اين
خطر وجود دارد
که اين ها نيز
به تدريج از
پيشگام راه
انقلاب به
مانع اين راه
تبديل شوند.
آموختن
تجربيات
گذشته و به
کار گرفتن اين
آموزش راه را
برای پيروزی انقلاب
آتی ايران
هموار می کند.
مازیار
رازی
بهمن 1384
آدرس
انترنتی
کتابخانه: http://www.javaan.net/nashr.htm
آدرس پستی: BM IWSN , London WC1N 3XX, UK
ايمل: yasharazarri@yahoo.com
مسئول
نشر کارگری
سوسياليستی:
ياشار آذری