کمونيزم و «حزب
کمونيست
کارگری»
برخی از جوانان
سوسياليست انقلابی
سؤال کرده اند
که تفاوت
«سوسياليست
های انقلابی»
با «حزب کمونيست
کارگری» در
چيست؟ و چرا
سوسياليست
های انقلابی
به اين حزب
نمی پيوندند
تا جبهه
کمونيستی و
ضدسرمايه
داری ميان
کارگران و
جوانان کمونيست
تقويت گردد؟
اين سؤال بسيار
به جايی است. برای
توضيح اين
جدايی سياسی و
تشکيلاتی بايد
به مفهوم
اساسی از
مارکسيزم
بازگشت. لنين
زمانی گفت که:
«مارکسيزم
قدرتمند است؛
زيرا واقعيت
دارد». به سخن
ديگر واقعيت اينست
که حل ريشه ای
ناهنجاری ها؛
بحران ها،
نابسامانی در
جامعه سرمايه
داری تنها
توسط
مارکسيزم قابل
بررسی و حل
است. مارکسيزم
به مثابه سلاح
نظری و تئوريک
طبقه کارگر و
کليه
زحمتکشان؛ به
توضيح جامعه
سرمايه داری
پرداخته و راه
حل واقعی را
برای ميليون
ها تن از
زحمتکشان
سراسر جهان
ارائه می دهد.
در محور اين
واقعيت مسئله قدرت
دولتی نهفته
است. مارکسيزم
بر اين اعتقاد
استوار است که
تا زمانی که
طبقه کارگر به
کسب قدرت
سياسی نايل
نيايد؛ مسايل و
انحرافات جامعه
بورژوايی کماکان،
همانند پيش،
ادامه خواهد
يافت. «اصلاحات»
يا «رفرم» تنها
پاسخ های موقتی
و تزئينی برای
حل مشکلات
جامعه است؛ و
نه راه حل
اساسی. کسب
قدرت دولتی هم
می بايد توسط
پرولتاريا و
نهادهای
متشکل و
دمکراتيک آن، شوراهای
کارگری،
صورت پذيرد و
نه احزاب خود-
ساخته
«کمونيستی» و يا
شخصيت های
«معروف» سياسی
و يا چهره های
راديو
تلويريونی و
اينترنتی!
از اينرو در
محور مارکسيزم
انقلابی مسئله
کسب قدرت
سياسی و تشکيل
ديکتاتوری
انقلابی
پرولتاريا؛ نهفته
است. گرايش ها
و احزاب با هر
پسوندی
(کمونيست،
کارگری؛
انقلابی و غيره)
که اين اساس
بنيادين
مارکسيزم را
از برنامه و
تبليغات خود
حذف کرده و
عملاً آن را
رها کرده، در
صف جبهه مارکسيزم
انقلابی و در
نتيجه در جبهه
طبقه کارگر
قرار نمی
گيرند. گرايش
هايی که اين
نظريات
بنيادين را به
عنوان نظريات
«کهن» معرفی می
کنند؛ گرچه
امروز در جبهه
«اپوزيسيون
چپ» قرار
گرفته؛ اما در
نهايت با
سرمايه داری
همسويی کرده و
به طبقه کارگر
پشت خواهند
کرد.
«حزب کمونيست
کارگری» همانند
بسياری از
گرايش های
ظاهراً
«کمونيست»ی و
درواقع
مماشات جو؛
اساس انقلاب
سوسياليستی و
تسخير قدرت
توسط کارگران
و تشکيل ديکتاتوری
انقلابی
پرولتاريا را
از برنامه و
اهداف خود حذف
کرده است. اين
حزب همانند
بسياری از
احزاب «خرد
بورژوا» (در
کردار) و
«راديکال» (در
گفتار) اساس
فعاليت خود را
بر محور
فعاليت های
دمکراتيک و ضد
استبدادی
سازمان داده و
حزب خود را
جايگزين طبقه
کارگر کرده و
به جای
کارگران و به
مثابه قيم شان؛
خواهان تسخير
قدرت سياسی شده
است! حرکت ها
پرجنجال و خالی
از محتوای اين
حزب با در دست داشتن
امکانات مالی
سرشار و
استفاده از
راديو و
تلويزيون ها؛
چنين اهدافی
را دنبال می
کند. اين حزب
نقش محوری
کارگران
پيشرو را
ناديده می
گيرد و از آنها
به عنوان "کارگران
از رمق
افتاده" که
نياز به ناجی
دارند؛ نام می
برد. در اينجا
صرفاً به دو
نمونه اخير از
شيوه «دخالتگری»
اين حزب در
تجمعات
کارگری اول
ماه مه 1383 اشاره
می شود.
در مراسم
گلگشت به
مناسبت
برگزاری اول
ماه مه که
بيش از 1200 کارگر
و خانواد
هايشان در حال
برگزاری
مراسم بودند
گزارش شده که:
"...در حالی که
در ساعت 45/14
دقیقه در حالی
که مراسم در
حال برگزاری
بود دو تن از افراد
گروه فشار
موسوم به حزب
کمونیست
کارگری با در
دست داشتن یک
نایلون سبز
رنگ وارد جمعیت
شده و کاغذی
را که ظاهراً
قطعنامه ای
بدون امضا
بود، بدون
هماهنگی با
مسئولین
برگزاری مراسم
و بدون آنکه
از قبل در جمع
حضور داشته و
یا کوچکترین
نقش و ارتباطی
با برگزار
کنندگان مراسم
داشته باشند،
در بین جمعیت
حرکت کرده و
آن را در جیب
افراد قرار
دادند، پس از
پنج دقیقه با
یک دستگاه
پیکان محل را
ترک نمودند.
این عمل آنان
مورد اعتراض
جمعی از شرکت
کنندگان و
مسئولین
مراسم واقع
گردید. " ( جمعی
از کارگران
شرکت کننده در
مراسم خور جا
ده چالوس15/2/83).
در مراسم
اول ماه مه در
تهران، جاده
مخصوص کرج
که بيش از 300 نفر
کارگر شرکت
داشتند؛
گزارش داده شد
که: " .....لازم
به یادآوری
است که در
پایان مراسم
عده ای فرصت
طلب از حزب
کمونیست
کارگری با به
آشوب کشیدن
سالن قصد برهم
زدن مراسم را
داشتند که با
اعتراض
برگزارکنندگان
و حضار
روبروشدند. (گزارش
اتحادیه
جوانان
سوسیالیست
انقلابی 12-
اردیبهشت 1383). اين
سناريوهايی
است که بارها
در تجمعات
خارج از کشور
نيز از سوی
اين حزب تکرار
شده است. (مشت
نمونه خروار
است).
اين
حزب واقعيات
مبارزات
طبقاتی را منعکس
نکرده و از
اينرو با
مارکسيزم بیگانه
است و نفوذی
در ميان
کارگران
پيشرو
کمونيست
ندارد. فعاليت
اصلی اين حزب
عليه «مذهب» و
«سکس آزاد» در
خدمت جلب
گرايش های
خرده بورژوا و
مستأصل جامعه
است. در
صورتی که نقش
اصلی يک نيروی
مارکسيستی مبارزه
طبقاتی برای
به قدرت
رساندن طبقه
کارگر بايد
باشد. سوسياليست
های انقلابی
همواره در
کنار کارگران
قرار گرفته و
با توضيح صبورانه
واقعيت ها و
بدون جار و
جنجال و تحميل
خود و شخصيت
ها و «ليدر»های
قلابی
کارگری؛ به
تبليغ آموزش
های مارکسيستی
و ضدسرمايه
داری و تقويت
رهبری خود
کارگران
مبادرت می کنند-
حتی اگر
کارگران امروز
آماده نبوده و
يا دچار
اشتباه و لغزش
سياسی گردند.
هدف اساسی
مارکسيزم
انقلابی
پيشبرد مسايل
طبقاتی همراه
با ساير
مطالبات
محوری انتقالی،
صنفی و
دمکراتيک است.
نقش کمونيست
ها تنها افشا
و اعمال فشار
بر دولت
سرمايه داری
نيست؛ که
تدارک برای
سرنگونی
قهرآميز کل
دولت سرمايه
داری توسط نيروی
پرقدرت
کارگران و
زحمتکشان است.
از اين رو
پيوستن به «حزب
کمونيست
کارگری» و
تقويت آن اشتباه
محض است.
جوانان
سوسياليست
انقلابی نبايد
فريب ظاهر
چنين احزاب
خرده
بورژوايی را بخورند.
اختناق چند
دهه در ايران
افراد، تجارب
و آثار
مارکسيستی و
انقلابی را محو و نابود
کرده است.
امروز مجدداً
وضعيت برای
احياء
مارکسيزم
انقلابی
فراهم آمده؛ و
در چنين
وضعيتی نبايد
اجازه داد که
گرايش های
انحرافی زير لوای
«کمونيزم» و
«کارگری» از آب
گل آلود ماهی
بگيرند.
جوانان
سوسياليست
انقلابی بايستی
متکی بر نيروی
خود و در
اتحاد با
کارگران
پيشرو بنياد حزب
پيشتاز
انقلابی را
بريزند و به عوام
فريبی های
«حزب کمونيست
کارگری»
اعتماد نکنند.
آغاز مبارزه
نظری
سوسياليست
انقلابی با
«حزب کمونيست
کارگری» به دو
دهه پيش بر می
گردد. در اين
جزوه مقالات
اصلی
سوسياليست
های انقلابی
در نقد نظريات
انحرافی اين
حزب در اختيار
جوانان
سوسياليست
انقلابی قرار می
گيرد تا با
مطالعه آن حد
اقل با
انحرافات اين
گرايش
انحرافی و
ضدمارکسيستی
آشنا گشته و
نقد نظری با
آن را ادامه
دهند.
Razi@kargar.org
18 ارديبهشت 1383
آدرس
انترنتی
کتابخانه:
http://www.javaan.net/nashr.htm
آدرس
پستی: BM Kargar, London WC1N 3XX, UK
ايمل:
yasharazari@netscape.net
مسئول نشر کارگری سوسياليستی: ياشار آذری
تاريخ و ادبيات مارکسيستی