مصاحبه ی سايت «گزارشگران» با مازيار رازی
در باره
مسایل کارگری
گفتگوی «گزارشگران» با
مازیار
رازی
گزارشگران:
سلام به
شما و ممنون
از اینكه دعوت
ما را پذیرفتید.
گزارشگران:
در سال
گذشته و همچنین
در نیم ساله جاری
شاهد افزایش
تصاعدی
حركات
اعتراضی
كارگران در سطحی
وسیع هستیم. آیا
تحولی در جنبش
كارگری صورت
گرفته است؟
به اعتقاد
من طبقه ی
کارگر وارد
فاز نوینی شده و
تناسب قوا
برای نخستین
بار از دو سال
پیش به نفع
طبقه ی کارگربه
تدریج در حال
تغییر بوده
است. نمونه
های بسیاری از
این تغییر
تناسب قوا مشاهده
شده است.
مثلاً اول ماه
مه سال 1383 عده ای
از فعالین جنبش
کارگری در سقز
دستگیر شدند (هفت
نفر دستگیر و
محاکمه شدند). همانطور
که اطلاع
دارید رژیم همواره
در شهرهای دور
از مرکز بخصوص
کردستان
حملات بی
پروائی انجام
داده و فعالان
کارگری را دستگیر
یا به قتل
رسانده است.
البته اعدام ها
و تهاجمات
کماکان ادامه
دارد (چند ماه
پیش هم
متأسفانه
شاهد خبر
اسفبار در
مورد به قتل
رسیدن جوان
مبارز، شوانه
سید قادر، در
مهاباد بودیم).
اما رژیم این
قبیل از کارها
را در دوره ی
گذشته خیلی
بیشتر انجام
می داد. بی
تردید قتل ها،
شکنجه ها
ادامه پیدا
خواهد کرد؛
زیرا این ارعاب
ها در ذات
رژیم است. اما
مسئله ای که
ما شاهد هستیم
این است که
رژیم 5 تن از
این 7 نفر را پس
از نزدیک به
دو سال اخیراً
محاکمه کرده و
هنوز احکام را
به اجرا
نگذاشته است. دلیل
اصلی، مبارزات
یکپارچه ی خود
کارگران بوده
و دلیل مهم
دیگر مبارزات
و افشاء گری
بین المللی
کارگران بطور
وسیع در سطح
جهان علیه این
محاکمات بود که
صورت گرفت؛ که
رژیم را در
موقعیتی
گذاشت که هر
روز این محاکمات
را به تعویق
بیاندازد. در
ایندوره اخیر در
بسیاری از
اعتصابات
کارگران موفق
به دریافت
مطالباتشان
شدند، مانند
اعتصاب
کارگران نساجی
سنندج و شاهو
و بسیاری از
شهرهای مختلف
دیگر ایران. در
اول ماه می 1384
شاهد حرکت های
نوین مستقل
کارگری بودیم.
در واقع
کارگران در
اول ماه مه 1384 تمام
بساط خانه ی
کارگر را به
هم زدند. در
تجمعی که در پایان
مراسم اول ماه
مه تشکیل شده
بود، خانه ی
کارگر تصمیم
داشت
رفسنجانی را به
عنوان رئیس
جمهور به
کارگران
معرفی کند ولی
موفق نشد این
کار را انجام
دهد. چون
کارگران
مستقل در آنجا
شروع به مفتضح
کردن آنان
نمودند و اصولاً
این تجمع
چندین هزار
نفره به هم
خورد.
گرچه
در هفته
پیش مجدداً
تهاجماتی علیه
سندیکای شرکت
اتوبوس رانان
تهران صورت گرفته
و عده ای از
رهبران آنان
از جمله منصور
اسانلو
دستگیر شده
است، اما در
عین حال ما
شاهد این
هستیم که برای
نخستین بار یک
اعتصاب
سراسری در
تهران صورت
گرفت و شهر را
عملاً مختل
کرد.
در
دوران اخیر
نیز کمیته های
مختلفی شکل
گرفته و ما می
توانیم از
«کمیته ی
پیگیری برای
ایجاد تشکل های آزاد
کارگری» و
«کمیته ی هماهنگی
برای ایجاد
تشکل های
کارگری» نام
ببریم. همچنین
نشریات
کارگری در چند
سال گذشته
انتشار یافته
است. نشریاتی
مانند «کارگر
پیشرو»، «لغو
کار مزدی»،
«شورا» و سایت های کارگری
برای نخستین
بار در
اینترنت انعکاس
پیدا کردند و
این وضعیت
اصولاً نشان
دهنده ی تغییر
تناسب قوا به
نفع طبقه ی
کارگر است.
این
وضعیت را اگر
مقایسه کنیم
با چند سال
پیش که مثلاً
کارگران
جامکو و
شادانپور
برای درخواست
حقوق عقب
افتاده ی
خودشان مقابل
مجلس، (مجلسی
که در آن زمان
در دست اصلاح
طلبان بود) تجمع
کردند
بلافاصله به
رگبار مسلسل
بسته شدند و بر
اثر
تیراندازی
عده ی زیادی
کشته شدند؛ و
همچنین قبل از
آن وقایع
اسلام شهر؛ می
بینیم که این
تناسب قوا در
حال تغییر
است. این نکته
ی بسیار مهمی
است که باید
در حمایت از
کارگران مد نظر
داشت. علل این
تغییر توازن
قوا در وهله ی
نخست، مبارزه
و مقاومت و
پیگیری خود طبقه
ی کارگر در
دوره ی گذشته
بوده است.
طبقه ی کارگر
با وجود
اجحافات،
کشتارها،
دستگیری ها و شکنجه
ها، نشان داده
که در قید
حیات بوده و
به مبارزه ی
خود ادامه می
دهد.
هر چند که در
دوره ی گذشته
مبارزات از
روی استیصال و
از روی اجبار
بوده، منتها
این تداوم در
درون جنبش
کارگری زمینه
ای فراهم کرده
و مبارزات را
تبدیل به عملیات
برنامه ریزی
شده، همراه با
شعارها
و مطالبات از
قبل تعیین و برنامه
ریزی شده توسط
پیشرو کارگری
کرده است. این
تداوم
مبارزات
کارگری به
هرحال زمینه ی
تغییر توازن
قوا را تعیین
کرد.
اما؛
قابل ذکر است
که این تناسب
قوا یک روند
رشد یابنده
تصاعدی و
خودبخودی
نخواهد بود.
زیرا این روند
می تواند
متوقف شود، می
تواند کُند
گردد و یا حتی
به عقب برگردد
این تناسب قوا
که اکنون به
نفع طبقه ی
کارگر ایجاد
شده، به دو
عامل اساسی
بستگی دارد.
یکی مبارزات
خود کارگران و
تداوم مبارزه
طبقه کارگر
علیه نظام
سرمایه داری.
زیرا که امروز
رژیم به طور
یکپارچه عمل
می کند و برای
نخستین بار ما
شاهد تضاد کار
و سرمایه در
جامعه خواهیم
بود. تخاصمات
طبقاتی بسیار
حادتر خواهند
شد و طبقه ی
کارگر به شکل
یکپارچه
براساس
فعالیت هائی
که در جهت
ایجاد تشکل های مستقل
کارگری خواهد
کرد و وارد
عرصه مبارزاتی
خواهد شد. در
واقع مبارزات
طبقه ی کارگر علیه
نظام سرمایه
داری خود عامل
مؤثری برای
تداوم این
تناسب قوا
است. عامل
دیگر حمایت
های بین المللی
است.
گزارشگران:
ارتباط
جنبش كارگری
در ایران با
سایر نهادهای
كارگری بین
المللی را
چگونه ارزیابی
می كنید و حمایت
این نهادها از
جمله سازمان بین
المللی كار از
كارگران ایران
را در چه سطحی
می بینید؟
بنابر این
طبقه ی کارگر
و زحمتکشان
ایران متحدین
بین المللی
خود را هم
دارند و باید
آنها را آگاهانه
پیدا نمایند و
ارتباطات
تنگاتنگی با
آنها داشته
باشند. سال
گذشته زمانی
که دادگاه های
فعالین
کارگری در سقز
صورت گرفت، در
خارج از کشور و
در سه قاره ی
جهان در یک
روز رقمی در
حدود هشتصد
نفر از
کارگران و
نمایندگان کارگری
از پاکستان
گرفته تا
آمریکای جنوبی
(ونزوئلا و مکزیک)
و بسیاری از
کشورهای
اروپائی: در
اسپانیا، در
فرانسه،
انگلستان، در
یک روز معین،
در 22 سپتامبر 2004 همه
به جلوی سفارت
ایران رفته و
به دادگاه های
فعالین
کارگری در سقز
اعتراض کردند.
امسال نیز
کمپین
«کارگران
ایران تنها
نیستند» همین
نقش را با
موفقیت انجام
داد. این
تأثیرات مثبت
زیادی در درون
جامعه و در درون
پیشروی
کارگری و
فعالین
کارگری گذاشت.
به
همین دلیل این
اتحادها و
همبستگی های
بین المللی می
تواند کمک به
تغییر تناسب
قوا در ایران
کند. از این رو
است که فعالین
سوسیالیستی
باید در کشورهای
اروپائی و در
کشورهای
آمریکای شمالی
ارتباطات
نزدیک با
کارگران آن
کشورها را با زحمتکشان
آن کشورها و
نیروهای
مترقی داشته
باشند. مسائل
جنبش کارگری و
زحمتکشان ایران
را در سطح جهانی به آنها
منتقل کنند و
از این طریق
یک همبستگی
بین المللی قوی
ایجاد نمایند.
همانطور که در
ارتباط با
آفریقای
جنوبی ما
مشاهده
نمودیم، این
همبستگی بین
المللی برای
سرنگونی و
پائین کشیدن
آپارتاید در
آن کشور
درواقع نقش
تعیین کننده
داشت.
در
مورد سازمان
بین المللی
کار و نقش دول
غربی، باید
ذکر کرد که
سیاست های
دولت از چند
سال پیش تغیيراتی کرده و
ارتباطات بین
المللی حاصل
شده است.
سرمايه
داری جهانی از
روز نخست سقوط
نظام سرمايه
داری
«شاهنشاهی» در
ايران و انقلاب
بهمن 1357، در
تدارک بازگشت
اقتصاد ايران
به نظامی
مترادف با قوانين
سرمايه داری جهانی
بوده است.
تحريم های
اقتصادی، جنگ
افروزی از
طريق تحريک
صدام حسين و
در اختيار
قرار دادن
سلاح های سبک،
سنگين و شيميايی
در اختيار
دولت وی برای
مقابله با
ايران، تقويت
جناح های
«معتدل»،
«اصلاح طلب» در درون
هيئت حاکم و
غيره، همه دال
بر سياست فوق
بوده است.
آنچه سرعت
بازسازی يک
سرمايه داری
مدرن را
همواره به
تعويق می
انداخت، نا هم
آهنگی جناح
«اقتدارگرا»
با ديگر جناح
بود. پس از
انتخاب احمدی
نژاد و با یکپارچه
شدن رژیم
اين سد اساسی
از سر راه
کنار رفته
است. سرمايه
داری جهانی برای
انتقال
سرمايه های
خود به ايران
و اعمال استثمار
مضاعف بر
کارگران،
امنيت سرمايه
و ضمانت اجرای
قوانين بين
المللی را طلب
می کند. تدارک
برای اين
زمينه سازی ها
و تسهيلات، از
سال ها پيش
آغاز شده، و
در اجلاس 17
ژوئن 2002 (27 خرداد 1381)
سران 15 کشور
اتحاديه
اروپا در
لوکزامبورگ،
رسميت يافت و
دوره اول
مذاکرات رسمی
از دسامبر 2002
آغاز شد.
اکنون دور دوم
مذاکرات رژيم، به
نمايندگی
محمد حسين
عادلی (معاون
اقتصادی
وزارت امور
خارجه) و «کريس
پترن» کميسر
امور خارجه
اتحاديه اروپايی،
در خصوص
موافقت نامه
های تجارت و
همکاری اقتصادی
در 16 بهمن 1381 در
بروکسل انجام
شد. در پی اين
تحولات نوين؛
محمد خزاعی،
رئيس کل
«سازمان سرمايه
گذاری و کمک
های اقتصادی»،
اعلام کرد که
ايران در ماه های
پيش 54 طرح
درخواست
سرمايه گذاری
با حجم 5/4 ميليارد
دلار در يافت
کرده که اين
رقم از
قراردادهای 10
سال گذشته
بيشتر بوده
است. بنابر
اين اهداف
سرمايه داری
جهانی در
راستای ايجاد
زمينه ضروری
برای سرمايه
گذاری و
استثمار مضاعف
کارگران
ايران در شرف
تحقق است.
این
نوع روابط
اقتصادی در
چند سال گذشته
واضح است که
رژیم را تحت
تأثیر قوانین
بین المللی
قرار خواهد داد.
رفت و آمدهای
«سازمان بین
المللی کار»
به ایران و
ایجاد یک تشکل
کارگری که
جذابیتی برای
طبقه ی کارگر
ایران ایجاد
کند، و همچنین
تغییرات و
ترمیماتی در
قانون کار
موجود، اینها
همه مرتبط است
به این ارتباطات
بین المللی که
صورت گرفته
است.
در
اینجا قابل
ذکر است که
دولت های
سرمایه داری
اروپائی در
ازای
ارتباطاتی که
با رژیم ایران
می گیرند،
امتیازاتی هم
به رژیم ایران
می دهند. یکی
از این
امتیازات
همین فشارها و
تهدیدهائی
است که بر
وضعیت
پناهجویان در
این کشورها می
آید. اعلام
کردن این که ایران
کشور امنی است
و مردود اعلام
کردن درخواست های
پناهجوئی و
غیره؛ همه
مرتبط به این
ارتباطات
تنگاتنگ می
باشد. گرچه پس
از انتخاب
احمدی نژاد به
عنوان رئیس
جمهور نظام
تنش هایی با دول
غربی صورت
گرفته، اما
این اختلافات
بیشتر در جهت
چانه زنی برای
کسب امتیازات
از غرب است. انتخاب
احمدی نژاد
تفاوت های
کیفی در
واقعیت های
موجود نکرده و
نخواهد کرد
(گرچه
تهاجماتی نوین
به حقوق
دموکراتیک
صورت می گیرد).
این روندی که
آغاز شده؛ یک
روند ارتباط
گیری با غرب است
حتا با وجود دعواهای
درونی رژیم و وجود
فشارهای بین
المللی. به هر حال
این روند،
روند بهبود
وضعیت با غرب یک
سلسله گشایش ها
و روزنه هائی
برای طبقه ی
کارگر باز خواهد کرد.
اما در
مورد ماهيت
سازمان بين
المللی کار. برای
کسانی که
آشنايی به
ماهيت ILO
نداشته باشند،
امکان دارد که ILO را
در مقام «ناجی»
کارگران
ايران
و يا مقام
«قاضی» بی طرف
ميان رژيم
سرمايه داری و
طبقه کارگر
ايران
ببینند، که
ضروری است از
آن برای اعمال
فشار بر رژيم
در راستای
حمايت از کارگران
استفاده کرد.
در صورتی که
سازمان بين
المللی کار،
سازمانی است
که اصولاً به
منظور ايجاد
قطبی در مقابل
انقلاب های
کارگری در
اوائل قرن
بيستم شکل
گرفت. بحران
عميق سرمايه
داری جهانی در
سال های 1914-1918
منجر به جنگ
جهانی اول شده
و به دنبال آن
حرکت های
کارگری در
راستای تشکيل
شوراهای
کارگری در
روسيه،
آلمان، اطريش
و مجارستان به
وقوع پيوست.
امپرياليزم
جهانی به
ابتکار رئيس
جمهور وقت
آمريکا
«ويلسون»،
برنامه ی
چهارده ماده
ای را به
عنوان طرح صلح
در قرارداد
«ورسای» 28 ژوئن 1919
ارائه داد. در
رأس اين
برنامه ايجاد
نهادی به نام
«اتحاديه ملل»
بود که
بنيان
«سازمان بين
المللی کار»
را بنا نهاد.
سازمان بين
المللی کار از
ابتدا برای
تحميق کارگران
در سطح جهان و
جلوگيری از
تشکيل
شوراهای کارگری
و تشکل های
مستقل
کارگری، توسط
امپرياليزم
پی ريزی شده
بود. در مرکز
قوانين آن
«مشارکت» دولت
و کارگران است
که نماينده
کارگران را به
مثابه «اسير»
در اين معادله
(نماينده
دولت، کافرما
و نماينده
کارگران) جای می
دهد- ارمغانی
از سوی سازمان
بين المللی
کار که در
«قانون کار»
جمهوری
اسلامی نقداً
گنجانده شده
است! اين
قانون و ساير
قوانين محدود
آن، ماهيت غير
دمکراتيک و
رفرميستی اين
سازمان بين المللی
را نشان می
دهد.
گزارشگران:
به نظر
شما محوری ترین خواست ها
و شعارها در میان
كارگران
كدامند ؟
بنابر این
بسیار مهم است
که در این
دوران تنفس،
یا به عبارت
بهتر این
دوران انتقال
از خفقان خیلی
شدید به روال
عادی تر، که
بالأجبار
روزنه هائی
ایجاد می شود
و عقب نشینی
از سوی رژیم
صورت می گیرد؛
بايد کوشش شود
که اتحاد عملی
سراسری ایجاد
گردد. تفرقه
کاهش پیدا
کند، اتهام
زنی ها و
تفرقه ها و
خنجرزنی ها از
پشت کاملاً از
بین برود و
جبهه ی واحد
طبقه ی کارگر
صرفنظر از
عقاید سیاسی
موجود؛ ایجاد
گردد. وحدت
عمل براساس یک
سلسله
مطالبات،
مطالباتی که
از آگاهی
کنونی طبقه ی
کارگر شروع و
یک گام به جلو
می گذارد. مطالبات
بسیاری است که
در درون طبقه
ی کارگر در
عرض چند سال
گذشته تجربه
کرده ایم. یکی
از این
مطالبات
محوری که در
بسیاری از
کارخانه ها طرح
شد مسئله ی
کنترل تولید و
توزیع به دست
خود کارگران در
کارخانه ها
است.
این مطالبه ی
بسیار مهمی
است که اعتماد
به نفس را در
درون طبقه ی
کارگر تقویت
می کند. طبقه ی
کارگر با بدست
گرفتن تولید
به دست خود می
تواند قدرت
آتی خود را
تجربه کند. در
واقع می تواند
سازماندهی را بیاموزد
و
خودسازماندهی
را تقویت کند
و از این نقطه
نظر شعارها و
مطالباتی که
زمینه را برای
کسب اعتماد
بنفس در درون
کارگران
تقویت می کند
امروز در
دستور کار
قرار گرفته
است.
البته
شعارهای
دیگری هم
مانند
شعارهای دمکراتیک
مثل حق اعتصاب
که در قانون
کار فعلی وجود
ندارد، ولی
احتمالاً در
قانون کار آتی
که تغییر
خواهد کرد با
فشار سازمان
بین المللی
کار و فشار
دول غربی طرح
خواهد شد.
البته در باره
ی حق اعتصاب
هم امروز بحث
های بسیاری
وجود دارد. گرایش
های مماشات جو
و مرتبط به
رژیم صحبت از
این می کنند
که حق اعتصاب
به شرطی قابل
تحمل است که
اقتصاد جامعه
را به خطر
نیاندازد. که
این کاملاً
بحث بی اساسی
است. اصولاً
طبقه ی کارگر
اعتصاب می کند
که اقتصاد را
زیر فشار قرار
دهد و تولید
را متوقف کند
و از این طریق
امتیاز گرفته
و مبارزه ی
خود را سازمان
دهد و وضعیت
خود را بهتر
نماید. بنابر این
ما به هیچ وجه
نباید با حق
اعتصابی که
کاملاً بی بو
خاصیت است و
هیچ فشاری بر
دولت نمی گذارد
توافق بکنیم و
اتفاقاً باید
بگوئیم که اعتصاب
باید در واقع
لطمه به
اقتصاد تولید
وارد آورد و
باید این روال
سرمایه داری
را متوقف کند
تا سرمایه
داران و دولت
سرمایه داری
متوجه گردند
زمانی که یک
کارخانه
متوقف شود چقدر
از منافع خود
را از دست می
دهند و به این
ترتیب در
مقابل
مطالبات
کارگران
ناچار به عقب
نشینی گردند.
همچنین به
نظر من واضح
است که طبقه ی
کارگر در فاز
آتی وارد طرح
یک سلسله
مطالبات
دموکراتیک و
سیاسی خواهد
شد. مانند
آزادی
زندانیان
سیاسی. چند
سال پیش زمانی
که کارگران
کارخانه ی
کشمیر وارد یک
تعرض و اعتصاب
در مورد حقوق
عقب مانده ی خود،
شدند. عده ای
از آنان
دستگیر شده و
به زندان
رفتند.
بلافاصله
شعار مرکزی که
این کارگران
که قبلا در
مورد
بازپرداخت
حقوق عقب
مانده ی خود
داشتند،
تبدیل به شعار
آزادی
زندانیان
سیاسی
خودشان گردید.
بنابر این در
جامعه ی ایران
این شعارها
همه با هم پیوند
خورده و تلفیق
می گردند. چون
جامعه اختناق
آمیز است و
سیاست های
دولت بسیار
خشن است و به
همین دلیل یک
سلسله
مطالبات جنبی
صنفی می تواند
تبدیل به مطالبات
انتقالی و
دموکراتیک
گردد. از این
نقطه نظر طبقه
ی کارگر باید
خود را آماده
کند برای رودرروئی
با دولت
سرمایه داری.
اما کماکان
در وضعیت
کنونی شعار
محوری و متحد کننده
کارگران: اتحاد
عمل سراسری
است.
گزارشگران:
در صورت
امكان
در مورد
كمیته های
موجود فعالین
كارگری برای
تشكل مستقل
كمی توضیح
دهید؟
به
نظر من تشکل
مستقل کارگری
هنوز در داخل
ایران شکل
نگرفته است.
اما تدارکاتی
در این جهت شکل
گرفته مثلاً
کمیته هائی
ایجاد شدند از
جمله کمیته ی
پیگیری برای
ایجاد تشکل های آزاد
کارگری و
بدنبال آن
کمیته ی
هماهنگی برای
ایجاد تشکل
کارگری.
البته
در درون طبقه
ی کارگر بدلیل
دوران ماقبل،
دوران اختناق
آمیز گذشته یک
سلسله
انحرافاتی ایجاد
می شود. می
بایست با این
انحرافات و کاملاً
مسئولانه از طرف
کارگران
پیشرو در داخل
جامعه با آن
برخورد گردد.
یکی
از این
انحرافات،
انحراف فرقه
گرایانه است.
انحرافی که
خود را مرکز
تمام مبارزات
کارگری می
داند و وضعیت
ایجاد یک تشکل
سراسری بدون
شعارهای خود و
بدون تحمیل
شعارهای خود
جایز نمی
شمارد. به
اعتقاد من این
یک انحراف است
و بعضی ها این
انحراف را
امروز در جنبش
کارگری دارند.
این انحراف
راه مبارزه را
در شرایط
کنونی مسدود
خواهد کرد. از
سوی دیگر،
امروز در جنبش
کارگری نیز
عده ای وجود
دارند که
خواهان ایجاد
یک اتحاد عمل
سراسری حول یک
سلسله
مطالبات ضد
سرمایه داری
میان کارگران
هستند. اینها
خواهان این
هستند که
تجمعات کارگری
و کمیته های
که شکل گرفته
اند باید افتراق
ها و اختلافات
خود را کنار
گذاشته و کارگران
پیشرو را بپذیرند.
زیرا که
گرایشات
مختلف در درون
جنبش کارگری
وجود دارند:
گرایشات
آنارشیستی،
گرایشات
آنارکوسندیکالیستی،
گرایشات
سندیکالیستی،
گرایشات کمونیستی،
و حتی گرایشات
اسلامی. در مقابل گرایش
انحرافی گرایشاتی
هستند که در
واقع منطق
وضعیت خود را
علیه نظام
سرمایه داری
می بینند، و
حاضرند در
اتحاد عمل ها
شرکت کنند.
این نوع افتراق ها و این نوع خود محوربینی ها که متأسفانه از سوی بعضی از گرایشات امروز طرح می شود، کمکی به پیشبرد مبارزات کارگری نمی کند. کسانی که گرایش های سندیکالیستی را به دلیل این که انحرافات طرفدارانه نسبت به رژیم دارند محکوم می کنند، اشتباه می کنند. طبقه ی کارگر و پیشروان کارگری بطور اخص باید بپذیرد که تعدد نظرات و تعدد برنامه ای در درون طبقه ی کارگر وجود دارد و بهترین راه پیشبرد و تحقق نظرات «رادیکال» اتفاقاً وارد شدن به یک اتحاد عمل حول مطالبات ضدسرمایه داری است. این پیشنهادی است که بعضی از رفقای کارگر در د