پيش گفتار  مازيار رازی

به «برنامه انتقالی برای انقلاب سوسياليستی»اثر لئون تروتسکی

 

احتضار سرمايه داری و وظايف بين الملل چهارم كه به عنوان "برنامه انتقالی" شهرت يافته، برنامه بنيادی بين الملل چهارم است كه در نخستين كنگره آن در سال 1938، به اتفاق آراء تصويب شد.

بين الملل چهارم يكسال پيش از آغاز جنگ جهانی دوم، هنگاميكه احزاب بين الملل سوم (كمينترن) و بين الملل دوم (سوسيال دموكراسی)، آمادگی خود را جهت حمايت از قدرت های امپرياليستی گوناگون، اعلام كرده بودند، برمبنای انترناسيوناليزم انقلابی، بنيان گذاشته شد. تشكل بين الملل چهارم نمايانگر مرحله ای مهم از مبارزه ای ‌بود كه در سال 1923 توسط اپوزيسيون چپ وتحت رهبری لئون تروتسكی برای حفاظت از لنينيزم اصيل در برابر بوروكراسی استالينيستی، نخست در اتحاد شوروی آغاز شد و به تدريج به سراسر جهان گسترش يافت.

تروتسكی كه به حالت تبعيد در مكزيك بسر می برد، قادر به شركت در نخستين كنگره بين الملل نبود، ليكن در بهار سال 1938، برنامه انتقالی را تدوين كرد و پس از چندين ماه بحث داخلی، سرانجام از طرف كل بين الملل چهارم پذيرفته شد. تروتسكی اتخاذ اين برنامه را "هنگفت ترين پيروزی" نهضت انقلابی پس از مرگ لنين، محسوب می كرد.

 

کاربرد  برنامه انتقالی در جنبش کارگری ايران

مطالبات کارگری را نمی توان به صورت تصنعی و فرمول وار به طبقه کارگر تحميل کرد. حد اقل نطفه های آن مطالبات بايستی در درون خود جنبش کارگری به نقد شکل گرفته باشند. شعارهای محوری کارگری از يکسو از دل جنبش کارگری ظاهر می گردد و از سوی ديگر نقش تقويت کننده سازماندهی و برنامه ريزی درازمدت در جامعه سرمايه داری را ايفا می کند.

برای بررسی شعارها محوری کنونی حنبش کارگری، در ابتدا بايد مفهوم «مطالبات کارگری» روشن شود و سپس مطالبات محوری از آن استنتاج شود. مطالبات عموماً به سه دسته تقسيم می شوند: مطالبات دمکراتيک؛ مطالبات «حداقل» و مطالبات «انتقالی».

اول؛ مطالبات دمکراتيک آن دسته از شعارهايی هستند که الزاماً با سلطه سياسی بورژوازی در تضاد نيستند، اما حقوق پايه ای کليه قشرهای تحت ستم را گسترش می دهند. برای نمونه خواست هايی مانند آزادی حق بيان، تشکل و اعتصاب؛ آزادی تأسيس سنديکاهای کارگری؛ آموزش و پرورش مجانی و همگانی؛ لغو قوانين حقوقی و جزايی ارتجاعی؛ برابری کامل زنان و مردان در کليه سطوح؛ آزادی و احترام به حقوق و حيثيت بشری؛ حق شکايت و دادگاهی کردن هر مقام دولتی توسط هر شهروند و غيره؛ شامل «مطالبات دمکراتيک» هستند.

گرچه مبارزه برای حقوق دمکراتيک همواره يکی از مبارزات عمده کمونيست ها بوده و هست، اما در کشورهايی نظير ايران تحقق چنين خواست هايی، مگر در وضعيت استثنايی، غيرعملی است. زيرا که اختناق حاکم حتی تحقق چنين خواست هايی را نمی تواند برای مخالفان خود در درون هيئت حاکم تحمل کند. با اين وجود، چنين خواست هايی در برنامه و تبليغات کارگری جای دارند؛ و تبليغات حول آنها بايد صورت پذيرند. زيرا به علت وضعيت اختناق؛ گاهی نيزآن مطالبات به شعارهای محوری کارگران مبدل می گردند.

طرح شعارهای دمکراتيک از اين زاويه حائز اهميت هستند که در وهله نخست کارگران بايد اين امکان را بيابند که خود را سازمان دهند. بدون سازماندهی تشکيلاتی و سياسی، کارگران قادر به ايفای نقش انقلابی خود نخواهند بود. و هم چنين طی اين مبارزات کارگران به ماهيت طبقاتی دولت (و نه صرفاً شکل حکومت استبدادی) پی خواهند برد. علاوه بر اينها، برای آنکه، طبقه کارگر بتواند کليه قشرهای تحت ستم را که خواست هايی عمدتاً دمکراتيک دارند، به جهت مبارزه برای انقلاب سوسياليستی جلب کند، مطالبات دمکراتيک را بايد از «آنِ» خود کند.

دوم؛  مطالبات سنتاً «حداقل»، که آنها نيز نظام سرمايه داری را نفی نمی کنند. مطالباتی نظير حقوق بيکاری، بيمه های اجتماعی، بازنشستگی، حق مرخصی با پرداخت دستمزد و غيره از جمله اين خواست ها هستند. اهميت اين مطالبات در اواخر قرن نوزدهم بسيارزياد بود. زيرا که حزب های سوسيال دمکرات می توانستند، برای اصلاحاتی به نفع کارگران دست يابند. اما اين خواست ها، امروزه، حتی در کشورهای غربی کمرنگ شده اند، زيرا بورژوازی در حال پس گرفتن بسياری از «اصلاحات» گذشته است. تحقق اين خواست ها در کشورهايی نظير ايران نيز (مانند مطالبات دمکراتيک) يا غيرقابل تحقق اند و يا چنانچه بخشاً تحقق يابند، عمدتاً «اصلاحاتی» به نفع رژيم هستند و نه طبقه ی کارگر. اما عليرغم اينها، مبارزه حول اين شعارها نيز ضروری است.

سوم؛ مطالبات «انتقالی»اند که تحقق نهايی آنها مستلزم شکسته شدن چارچوب نظام سرمايه داری است. اين مطالبات که شامل شعارهايی مانند افزايش دستمزدها متناسب با تورم، کاهش ساعات کار متناسب با افزايش بيکاری؛ باز کردن دفترهای دخل و خرج شرکت ها، کارخانه ها و بانک ها؛ نظارت مستقيم کارگری برای تدوين قوانين موجود؛ کنترل بر توليد و توزيع و غيره می باشند.

از آنجايی که اين مطالبات، در عصر اخير، در پی هر حرکتی، به محور عملی مبارزات کارگری تبديل شده است، يکی از پايه های اساسی مطالبات کارگران پيشرو را تشکيل می دهد؛ و برای دوره ای تاريخی در رأس برنامه حزب پيشتاز انقلابی آتی در ايران قرار می گيرد. مطالبات انتقالی از لحاظ کيفی با مطالبات دمکراتيک، جزئی و «حداقل» متفاوت اند، زيرا مطالبات دمکراتيک و حداقل؛ هيچيک نظام سرمايه داری را زير سوال نبرده و از مطالبات محوری درازمدت طبقه کارگر نمی توانند باشند.

در عصر انقلابات، ديناميزم مبارزات طبقاتی از مبارزه حول مطالبات دمکراتيک و حداقل، فراتر می رود. برخی نيز بر اين باورند که با طرح شعار «سرنگونی رژيم» به تنهايی طبقه کارگر را برای تدارک رودرويی با رژيم آماده می کنند. محققاً اين طور نيست! طرح اين سرنگونی، بدون طرح شعارهای محوری کارگری صرفاً در سطح تبليغاتی باقی می ماند. افزايش چند شعار «دمکراتيک» بر شعار «سرنگونی رژيم» نيز طبقه کارگر را برای مبارزه روزمره با رژيم نمی تواند سازمان دهد. تنها يک سلسله از مطالبات مشخص و ملموس انتقالی است، که از آگاهی کنونی طبقه کارگر آغاز شده، آنها را گام به گام برای سرنگونی رژيم می تواند آماده کند.

برنامه طبقه کارگر ترکيبی از مطالبات «حداقل»، «حداکثر» سنتی، «دمکراتيک» و «انتقالی» است. البته در رأس اين برنامه مطالبات انتقالی قرار گرفته اند، زيرا که رو در رويی روزمره «کار» و «سرمايه» را بطور پيگير تشديد می کند و وضعيت را برای کسب اعتماد به نفس و نهايتاً تسخيرقدرت توسط طبقه ی کارگر آماده می کند.

برنامه انتقالی نوشته تروتسکی خطوط کلی اين روش از دخالتگری در درون جنبش کارگری ايران را به نمايش می گذارد.

اينك، چند دهه پس از نگارش برنامه انتقالی هر مبارز جدی کارگری از مطالعه اين سند سود خواهد جست. چرا كه آنچه اين سند عرضه می كند؛ بيش و پيش از هر چيز، يك شيوه برخورد، يك روش برای مواجه شدن با مسأله مركزی "متحد كردن توده ها جهت مبارزه انقلابی برای كسب قدرت است." در عين حال، تروتسكی خاطرنشان ساخت كه برنامه انتقالی به صورتی كه در سال 1938 نوشته شده، كامل نيست و محتاج ملحقات و تغييراتی است كه توسط تجربه و كاربرد عملی برنامه روشن خواهند شد.

م. رازی

18 تير 1383

 

آدرس انترنتی کتابخانه: http://www.javaan.net/nashr.htm

آدرس پستی: BM Kargar, London WC1N 3XX, UK

ايمل: yasharazari@netscape.net

مسئول نشر کارگری سوسياليستی: ياشار آذری