پيش گفتار مازيار رازی

به «فقر فلسفه» اثر کارل مارکس

 

«فقر فلسفه» برای نخستین بار در تابستان 1847 بزبان فرانسه منتشر شد. اساس این نوشته علیه گرایش های رفرمیستی در جنبش کارگری است. این اثر پاسخی است به « فلسفه فقر» پرودون و جهان بينی پر از تناقض و خيال پردازانه خرده بورژوائی او که می کوشید در مقابل با توسعه سرمايه داری –که برای او عواقب نابود کننده ای دارد- مقابله کرده و در عين حال سعی کند که شالوده اقتصاد سرمايه داری، يعنی مالکيت خصوصی بر وسايل توليد و کار مزدی را حفظ نمايد. کارل مارکس در این نوشته نشان می دهد که تمام نقشه هائی که برای از بين بردن «جنبه های بد» سرمايه داری در چهارچوب مناسبات سرمايه داری، طرح می شوند، فاقد هرگونه پايه تئوریک است. مارکس به اين ترتيب با ايدئولوژی رفرميستی –که حاملان آن سعی دارند به وسيله برنامه اصلاحاتی جرئی، طبقه کارگر را از مبارزه برای انقلاب سوسياليستی باز دارند- به مقابله می پردازد.

«فقر فلسفه» يکی از مهمترين آثار تئوريک سوسياليزم علمی است. مارکس با انتشار اين اثر فلسفی- اقتصادی، برای اولين بار اصول تعاليم ماترياليستی خود را در مورد قوانين مربوط به تکامل اجتماعی انتشار می دهد.  کارل مارکس در اين اثر برخی از ايده های اساسی مربوط به تاکتيک مبارزه طبقاتی پرولتاريا را تکامل می دهد.

مارکس در «فقر فلسفه» جهان بينی ايده آليستی و متدهای متافيزيکی پرودون را مورد استفاده قرار می دهد و جهان بينی علمی نوين پرولتری را تشريح کرده و از آن به دفاع می پردازد.

مارکس در قیاس با آثار قبلی اش، در اين کتاب استدلال کامل تر و توسعه يافته تری از روش ديالکتيکی خود ارائه داده و برخلاف ديالکتيک ايده آليستی هگل که واقعيت حقيقی را به عنوان تبلور «ايده مطلق» معرفی می کند ايده ها تجريدات و مقولات منطقی را به عنوان بازتاب عينی روند ديالکتيکی ای که مستقل از اراده و آگاهی انسان ها بوده و در دنيای واقعی صورت می گيرد، معرفی می کند.

مارکس در «فقر فلسفه» به تشريح قوانين عينی تکامل توليد مادی پرداخته و مفهوم «نيروهای مولده» را بيان نموده و نشان می دهد که نه فقط ابزار توليد بلکه حتی خود کارگران، جزئی از نيروهای مولده را تشکيل می دهند. او متذکر می شود که «بزرگ ترين نيروهای مولده، خود طبقه انقلابی است». مارکس به نقش تعيين کننده نيروهای مولده در تکامل جامعه، اشاره کرده و ارتباط ديالکتيکی و تأثيرات متقابل نيروهای مولده و مناسبات توليدی را توضيح می دهد و ثابت می کند که تضادهائی که در مرحله مشخصی از تکامل جامعه طبقاتی، ميان نيروهای مولده و مناسبات توليدی بوجود می آيد، به طور گريزناپذيری موجب تشديد مبارزه طبقاتی شده و در نتيجه، شيوه توليد قديم به وسيله شيوه جديد مترقی تری جانشين می گردد. به قول مارکس فقط جامعه سوسياليستی بدون طبقه است که در آن «تکامل تدريجی جامعه، ديگر انقلاب سياسی نيست».

مارکس در «فقر فلسفه» شالوده اقتصاد سياسی مارکسيستی را پی ريزی کرده و در آثار بعدی خود يعنی در کتاب «نقد اقتصاد سياسی» و هم چنين در اثر معروفش «سرمايه» به تفصيل آن ها را تشريح می کند و تصورات متافيزيکی اقتصاددانان بورژوا، مبنی بر ابدی و خلل ناپذير بودن قوانين اقتصادی را از ديده ديالکتيک مادی تجزيه و تحليل می کند و خصلت تاريخی ناپايدار و آنتاگونيستی مناسبات اقتصادی سرمايه داری را افشاء می کند.

مارکس شرايط تشکيل جامعه سرمايه داری را از ديدگاه نوين و علمی بررسی کرده و نقش صنعت بزرگ را در توسعه سرمايه داری تشريح می نمايد. او جنبه های مختلف توليد سرمايه داری يعنی رقابت و تقسيم کار سرمايه داری را تجزيه و تحليل نموده و نشان می دهد که تمرکز ابزار توليد و تقسيم کار، به طور ارکانيک با يکديگر مربوط می باشند و هر نوع اختراع جديدی در زمينه تکنيک، تقسيم کار و تخصصی شدن توليد را تشديد می نمايد. مارکس تأکيد می کند که سرمايه داری به طور   اجتناب ناپذيری موجب هرج و مرج در توليد و فقر توده ها می گردد. او خصلت استثماری سيستم کارمزدی را افشاء نموده و قانون عام انباشت سرمايه را فرمول بندی کرده و می گويد در سيستم سرمايه داری «به همان نسبت که ثروت ساخته می شود، فقر نيز آفريده می شود.»

مارکس، در «فقر فلسفه» شالوده آموزش مارکسيستی در مورد ارزش، پول، مزد کار، سود و بهره مالکانه را ريخته و در مورد ملی کردن زمين که از نظر او در شرايط جامعه سرمايه داری، به عنوان قاطعانه ترين اقدامات بورژوائی تلقی می شود، مطالب بنيادی ای مطرح می سازد.

مارکس در «فقر فلسفه» و در چند اثر ديگر خود مقدمات تدوين تئوری ارزش افزونه را بوجود می آورد و اين تئوری را در اواخر سال های هزار و هشتصد و پنجاه کامل می کند. در آثاری که او قبل از اين تاريخ نوشته است، هنوز از اصطلاحات «ارزش کار» و «قيمت کار» استفاده می کند. هم چنين مارکس در نوشته های بعديش به جای «فروش کار» يا «فروش نيروی کار» از اصطلاحات «ارزش نيروی کار» و «قيمت نيروی کار» استفاده می کند.

مارکس در «فقر فلسفه» استنباط خود را از اهميت تاريخی جنبش انقلابی طبقه کارگر را دقيقاً تشريح کرده و به نقشی که مبارزات اقتصادی، اعتصابات و اتحاديه های کارگری در پروسه تشکل و تعليم انقلابی توده های پرولتری ایفا می کنند، اشاره کرده و اين انديشه را بيان می دارد که پرولتاريا، آگاهی طبقاتی و آگاهی سوسياليستی کسب کرده و نقش انقلابی خود را در رابطه با سازمان سياسی -اقتصادی جامعه سرمايه داری، درک خواهد کرد و با شيوه بيان خود می گويد توده ای که «طبقه ای در برابر سرمايه بوده ولی هنوز برای خود طبقه ای نيست» بايد به صورت «طبقه ای برای خود» در آيد. در این اثر، مارکس تز مهم وحدت مبارزه اقتصادی و سياسی را فرمول بندی نموده و تأکيد می کند که مبارزه سياسی برای سرنگونی سلطه سياسی بورژوازی از نظر رهائی طبقه کارگر واجد اهميت تعيين کننده ای می باشد.

مطالعه «فقر فلسفه» اثر کارل مارکس، به تمام کارگران پیشتاز انقلابی توصیه می شود. امروز در آستانه اول ماه مه 1384 در ایران، همانند زمانی که این اثر نگاشته شد؛ مبارزه با رفرمیزم و گرایشات مماشات جو در درون جنبش کارگری؛ در راستای تدارک انقلاب کارگری آتی ایران، حائز اهمیت است. امیدواریم انتشار این اثر، کمکی باشد به کارگران پیشتاز انقلابی برای مقابله با نظریات رفرمیستی و در راستای ایجاد حزب پیشتاز انقلابی و تدارک سرنگونی سلطه سیاسی سرمایه داری و تحقق انقلاب کارگری برای رهایی خود از شر ظلم نظام سرمایه داری و به دست خود.

 

م. رازی

اردیبهشت 1384