«اصلاح
گرايان» و
«تشکل های
مستقل کارگری»
در
زمانی که جدل
های زرگری
درون هیئت
حاکم در مورد
اینکه آیا
خاتمی
«گورباچف» شده
است یا «یلتیسین»؛
در دوره ای که
کليه
طرفداران
«درون مرزی» و
«برون مرزی»
جبهه ی 2 خرداد
و «اصلاح
گرايان» در
حال فريب مردم
ايران بوده و
همگان را از
«خطر کودتا» از
جانب «حزب
الله» ترسانده
و حمايت از
جبهه 2 خرداد
را «واجب»
قلمداد می
کنند؛ در
موقعيتی که
کارگران
ايران در حال
سازمانيابی
خود عليه نظام
سرمايه داری
هستند؛ برخی
از «رهبران»
سابق و
بازنشسته
کارگران
همگام با
سياست های
اصلاح
گرايان، در
صدد به کجراه
کشاندن جنبش
ضدسرمايه داری
کارگران
ايران هستند.
اقداماتی
نظير تشکيل
«حزب کار
اسلامی» و
اتخاذ مواضعی
از قبیل اینکه
«تابلوی ورود
ممنوع» به
درون تشکل های
مستقل برای
نمايندگان
سرمايه داران
و طرفداران
دولت نمی توان
قايل شد (رجوع
شود به «کار
مزد» شماره 1
مقاله پیمان
صنعتکاران) و
يا اينکه
کارگران در
مقام و موقعيت
به دست گرفتن
قدرت نمی
باشند و غيره
همه معرف وجود
يک گرايش
اصلاح گرايانه
در درون جنبش
کارگری است.
برای طبقه
کارگر خطر اين
اقدامات و
مواضع، به
مراتب خطرناک
تر از تهديد
جبهه 2 خرداد و
اصلاح گرايان
طرفدار خاتمی
است. زيرا که
ماهيت واقعی
سردمداران
جبهه 2 خرداد
به مثابه
مدافعان سرمايه
داران، اگر
تاکنون
نمايان نشده
باشد، به زودی
افشا خواهد
شد. اما
تأثيرات مخرب
کسانی که تا
ديروز در ميان
خود کارگران
بوده و با نام
و نشانی
کارگران سخن
به ميان می
آوردند، به
مراتب بیشتر و
عميقتر خواهد
بود. از اينرو
تحليل مشخص تر
از وضعيت کنونی
سياسی و نقش
تعيين کننده
کارگران پیشرو،
حائز اهميت
است.
اختلاف
های درونی هیئت
حاکم
طرفداران
جبهه 2 خرداد
تأکيد مضاعفی
بر اختلافهای
خود با
«انحصار گرایان»
به رهبری
خامنه ای می
گذارند. در این
امر تردیدی نیست
که در میان
باندهای هیئت
حاکم اختلاف
هایی وجود
داشته و دارد.
اين اختلاف ها
از ابتدای به
حکومت رسيدن
رژيم وجود
داشته و تازگی
ندارند.
اختلاف
کماکان بر
محور «دو» سیاست
و «دو» روش از
اعمال «یک»
نظام سرمایه
داری بوده و
هست. یک باند
متکی بر روابط
ملوک الطوایفی
(آخوندی)
خواهان اعمال
نظام «سرمایه
داری اسلامی»
بوده و دیگری
خواهان حفظ
منافع
درازمدت سرمایه
داری و احیای یک
نظام سرمایه
داری مدرن
(شبه شاهنشاهی)
هست. این دو
باند، اما،
هرگز اختلافی
بر سر سرکوب
خواست های
دمکراتيک و
استثمار
کارگران، با یکدیگر
نداشته و
ندارند. سرکوب
کارگران،
اسلام شهر و
دانشجویان
دانشگاه ها در تیر
ماه سال پیش
نشاندهنده
«اتحاد» دو
باند در مقابل
کارگران بوده
است.
امروز،
حتی اختلاف های
لفظی نیز میان
باندهای
موجود، در حال
حل و فصل است.
برخلاف نظریات
مبلغان «اصلاح
طلبی»، خامنه
ای نیز با
خاتمی در
اصلاحات
همراه شده
است! خامنه ای
در سخنرانی اخیر
خود 19 تیر 1379، در
حضور خاتمی،
اعلام کرد که:
اصلاحات حقیقی،
جزو ذات و هویت
انقلاب است،
اما دشمنان
تلاش می کنند
در یک طرح دقیق
و همه جانبه
آمريکائی...
تجربه فروپاشی
اتحاد جماهیر
شوروی را در این
کشور تکرار
کنند. او در
ادامه سخنانش
در مورد خاتمی
چنين گفت، رئیس
جمهور اسلامی
ایران، سیدی
شریف، مؤمن،
دلباخته
اسلام و
انقلاب، مرید
امام و با
تمام وجود
معتقد به نظام
اسلامی است و
حتی عده ای از
غربی ها که در
خواب های خوش
خود را جوری
ديگری تحليل می
کردند، اکنون
می گويند که
آقای خاتمی
نيز مثل بقيه
مسئولان نظام
اسلامی، جزو
اصول گرايان
است، که
اتفاقاً در این
مورد درست می
گویند. ما نیز
معتقدیم که
خامنه ای
«اتفاقاً در این
مورد درست می
گوید»!
بدیهی
است که سفرهای
مهم اخیر خاتمی
به ایتالیا و
آلمان بدون
مشورت و توافق
صددرصد خامنه
ای امکان پذیر
نمی بود. رژيم
با وجود
اختلاف های
درونی شدید،
همواره در
«مجموع» به سمت
و سوی احیای یک
سرمایه داری
مدرن وابسته
به غرب گرایش
دارد. کسانی
که امروز زیر
لوای دفاع از
آزادی و
دمکراسی و
«جامعه مدنی»
طرفدار جبهه 2
خرداد هستند.
فردا در مقابل
ظهور یک نظام
سرمایه داری
مدرن و با
تمام مشخصات
آن (عدم وجود
دمکراسی،
سرکوب، ساواک
و استثمار
مضاعف
کارگران) بايد
به مردم ايران
پاسخگو باشند.
سياست
امپریاليزم
در قبال رژيم
پس
از مسافرت اخیر
خاتمی به
آلمان، آقای
«ِیوشکا فیشر»،
وزير امور
خارجه آلمان،
طی مصاحبه ای
ایراد کرد که:
"عدم حمایت از
دولت مردمی
آقای خاتمی و
عدم ارتباط با
ایران، امروز یک
اشتباه بزرگ و
تاریخی است". این
سخنان در پی
سخنان ماه پیش
خانم آلبرایت،
وزیر امور
خارجه
آمريکا، مبنی
بر انتقاد بر
سیاست پیشین
آمريکا در
قبال ایران و
محکوم کردن کودتای
28 مرداد و نقش
شاه، صورت
پذيرفت.
انگیزه
این سخنان
«خوش آیند» دول
امپریالیستی
نسبت به حکومت
خاتمی و گذشته
ایران نه از
روی دلسوزی
برای مردم ایران
است و نه تأسف
خوردن به فجایع
پیشین، بلکه
سرازیر کردن
سرمایه های
غربی به ایران
و استفاده از
منابع این
کشور و نیروی
کار ارزان
کارگران ایران
است.
آغاز
رودرویی
کارگران با
رژيم
روند
بازگشت سرمایه
داری مدرن به
ایران طبعاً
با راه اندازی
صنایع و
استخدام
کارگران
مواجه خواهد
شد. بازگشت «نظم
سرمایه داری»
جهان سومی و
وابسته به
غرب، گرچه در
قیاس با وضعیت
کنونی تغییراتی
حاصل خواهد
کرد، اما به
خودی خود
الزاماً وضعیت
کارگران را
بهبود نخواهد
داد. زیرا که
مسئله
کارگران ایران
برخلاف نظر
اصلاح گرایان
در درون جنبش
کارگری،
صرافاً
استخدام و
مسکن نيست.
کارگران ایران
اضافه بر
داشتن شغل
دائمی و مسکن
و مواد اوليه
معیشتی، می
بايد ساعات کار
کمتری داشته
باشند تا به
امور فرهنگی و
سیاسی و تفریحی
خود نیز
بپردازند.
اما،
با بازگشت
سرمایه داری
مدرن به ایران
نه تنها از
شدت کار کاسته
نمی شود که
کارگران تازه
استخدام شده و
سابق بايد 20
سال نابسامانی
اقتصادی و عقب
افتادگی
جامعه سرمایه
داری را جبران
کنند. این امر
به مفهوم افزایش
ساعات کار و
شدت دادن تولید
است. به سخن دیگر
در دوره آتی
ما نه تنها
شاهد بهبود
وضعیت
کارگران
نخواهیم بود
که سرمایه
داران به کمک
دول امپریالیستی،
استثمار
مضاعفی بر
کارگران ایران
تحمیل خواهند
کرد.
تشکل
های مستقل
کارگری
در
وضعیتی که
کارگران ایران
به علت راه
افتادن صنایع
و اشتغال مرتب
تر از پیش در
کارخانه ها،
از اعتماد به
نفس نوینی
برخوردار می
شوند، طبیعی
است که روش
فعالیت های
صنفی و سیاسی
آنها نیز
متفاوت خواهد
شد. اگر در
گذشته ما شاهد
مبارزات
«خودجوش» و طیغيان
های لحظه ای
بوده ایم، در
دوره آتی،
ناظر
سازماندهی و
متشکل شدن
کارگران حول
شعارهای مشخص
و مرتبط به
منافع
درازمدت آنها
خواهيم بود.
در ماه های پیش
کارگران علاء
الدين و مبل ایران
و کارگران
مناطق جنوب
تهران و اسلام
شهر، شکل نوين
مبارزات
کارگری را به
نمايش
گذاشتند.
تدارک قبلی و
سازماندهی با
شعارهای
ملموس و هم
آهنگی فعالیت ها
«از پیش
سازمانیافته»
و غیره از
مشخصات بارز
اشکال نوین
مبارزاتی است.
یکی
از مطالبات
محوری
کارگران ایران
به ويژه پس از
انتخاب خاتمی
و تبلیغات
«اصلاح گرایان»
مبارزه در
راستای تشکل
های مستقل
کارگری بوده
است. طرح و تبلیغ
«اتحادیه
مستقل
کارگران ایران»
توسط برخی
محافل کارگری
بر بستر چنین
وضعیتی انجام
پذیرفت.
بدیهی
است که با
آغاز روند عادی
سازی روابط با
غرب و احیای
سرمایه داری
مدرن در ایران،
کارگران برای
ایجاد چنین
تشکل های
مستقلی بیش از
پیش تلاش
خواهند کرد. زیرا
که تشکيل چنين
نهادهایی، می
تواند زمینه
های مساعدی
برای حفظ
منافع صنفی و
سیاسی آنها
فراهم آورد.
کارگران
ایران برای
آماده سازی
خود در دفاع
از منافع شان باید
تضمين کنند که
این نهادها
واقعاً
«مستقل» از
نمايندگان
دولت و سرمايه
داران و حزب
های خرده
بورژوا به
اصطلاح «چپ» باشند.
اگر قرار باشد
که «تابلوی
ورود ممنوع»
برای جاسوسان
رژيم و
نمايندگان
سرمايه داری
قايل نشد، چه
لزومی به
ايجاد چنين
تشکلی وجود
دارد؟
کارگران می
خواهند به
مسايل و نحوه ی
سازماندهی
خود عليه
سرمايه داری و
دولتش اقدام
کنند. اگر
قرار باشد
کسانی که
خواهان افزايش
ساعات کار و
استثمار
کارگران
باشند، در درون
تشکل مستقل
کارگری حضور
داشته و امور
اجرایی را نیز
در دست بگیرند،
اين تشکل تنها
می تواند به
آلت دست رژيم
تبديل گردد.
«رهبران»
کارگرانی که
امروز تبليغ
حضور
نمايندگان
دولت و سرمايه
داران در درون
این تشکل های
مستقل کارگری
را تبلیغ می
کنند، در آینده
به آرمان های کل
طبقه کارگر
خيانت خواهند
کرد.
کارگران
پيشرو و
کارگران جوان
ايران نه تنها
بايد خود را
در مقابل رژيم
سرمايه داری
سازماندهی
کنند، بلکه
پيگيرانه
عليه انحراف
های اصلاح
طلبانه در
درون جنبش
کارگری نيز
بايستند.
محافل
کارگری و رهبری
انقلاب آتی
در
دهه پیش در غیاب
حضور فعال حزب
های سياسی که
خود را قيم
طبقه کارگر
معرفی کرده و
عمدتاً در
خارج از کشور
به کذب «حزب»ها
و «سازمان»های
«کارگری» و
«کمونيستی»
تشکيل داده و
فاقد پايه
کارگری تعیین
کننده برای
تدارک انقلاب
کارگری می باشند،
محافل کارگری
کمونیستی شکل
گرفته که در
مبارزات
روزمره
کارگران شرکت
فعال داشته
اند. بديهی
است که شکل گیری
و گسترش اینگونه
محافل در دوره
آتی، در روند
بازگشت
سرمايه داری
مدرن در
ايران، به يکی
از مسایل کلیدی
جنبش کارگری
مبدل می گردد.
دخالت
در راستای پیوند
با اين محافل
و ساختن آنها،
همراه با
مداخله در
جنبش
توده ای
کارگری بر
محور ايجاد
تشکل های
مستقل کارگری،
به يکی از مهم
ترين وظايف
کمونيست ها تبديل
گشته است.
اما، لازمه
اين پيوند،
اعتقاد داشتن
به پتانسيل
انقلابی طبقه
کارگر و گسست
از تمامی
سازمان های قيم
مآب است.
پیوند
افراد و نیروهای
کمونيستی با
اين محافل پیش
شرط ايجاد حزب
کارگری
سوسياليستی
است. تنها از
طریق ارتباط گیری
با اين محافل
است که «اتحاد»
در درون جنبش
کارگری برای
ارائه يک بدیل
انقلابی میسر
می گردد.
مبارزه برای
ساختن و گسترش
چنين تشکلی
نيز جدا از مبارزه
با انحراف های
رفرميستی در
درون جنبش
کارگری قابل
تحقق نمی
باشد.
10
مرداد 1379
آدرس
انترنتی
کتابخانه: http://www.javaan.net/nashr.htm
آدرس پستی: BM Kargar, London WC1N
3XX, UK
مسئول نشر
کارگری
سوسياليستی:
ياشار آذری
تاريخ
و ادبيات
مارکسيستی