استقلال کارگران از اصلاح گرايان ضروری است!

 

اخيراً بيانيه هايی توسط «جنبش متحد کارگران ايران» در برخی از نشريات خارج از کشور (وابسته به اکثريت و راه کارگر) درج گشته است. گرچه برخی از مطالبات و اهداف اين تشکل با خواست ها و منافع کارگران ايران همسويی داشته، اما ايرادهايی نيز داراست که می تواند در آتيه به جنبش کارگری ايران که در ماه های پيش با شتاب بيشتر از سابق وارد صحنه شده است، لطمه وارد آورد.

کارگران پيشروی ايران هم اکنون در موقعيت بسيار حساسی قرار گرفته اند. از يکسو تهاجمات لفظی و فيزيکی باند راست و «حزب الله»، همانند پيش، آنها را در محيط کار مورد تهديد روزمره قرار می دهد؛ و از سوی ديگر راه اندازی تبليغات نظريات اصلاح گرايانه توسط باند «اصلاح طلب» رژيم (درون و برون هيئت حاکم)، آنها را زير فشار قرار داده است. اصلاح طلبان (کليه جناح های آن) خواهان حفظ وضعيت موجود و برقراری يک نظام سرمايه داری مدرن هستند. در اين نظام، همانند نظام شاهنشاهی، حق و حقوق های صوری و ظاهری برای کارگران قايل شده تا از اين طريق فعاليت های ضد سرمايه داری آنها را محدود کنند.

برای نمونه تشکيل «حزب کارگران اسلامی» و يا انتشار مقالاتی توسط برخی از رهبران سابق کارگران مبنی بر ادغام جنبش مستقل کارگری با نمايندگان (کارگر) رژيم، بخشی از اين مداخلات بوده است.

نظريات ارائه داده شده توسط «جنبش متحد کارگران ايران» نيز متأسفانه مستثنی از اين روش نيست.

 

مسئله «استقلال» کارگران حائز اهميت است

کارگران تنها در درون يک تشکل «مستقل» از رژيم سرمايه داری و کليه جناح های وابسته به آن (درون يا برون هيئت حاکم يا راديکال و غير راديکال) و بدون «آقای بالا سر» و «قيم» قادر خواهند بود که از منافع خود دفاع کنند.

اما، در بيانيه «جنبش متحد کارگران ايران» (شهريور 79) چنين آمده است: «جنبش متحد کارگران... خود را به عنوان يکی از گروههای مستقل و قانونی کارگری در زير مجموعه اتحاديه اسلامی دانشجويان و دانش آموختگان سراسر کشور به دبير کلی مبارز خستگی ناپذير مهندس حشمت اله طبرزدی... دانسته... (زيرا) او در اين عرصه از هيچگونه تلاش و کوششی در جهت استيفای حقوق از دست رفته کارگران بی دفاع مظلوم دريغ نورزيده...»

اول، چگونه می توان خود را يک تشکل «مستقل» کارگری قلمداد کرد و در عين حال «زير مجموعه» يک نهاد «دانشجويی» و رهبر «مهندس» آن قرار گرفت؟ بديهی است که اعلام چنين موضعی به خودی خود نشاندهنده اين امر است که يا «جنبش متحد کارگران ايران» يک نهاد مستقل نمی باشد و توسط عده ای (کارگر و يا غيرکارگر) به نيابت از کارگران و با نام آنها ساخته شده، و يا درک ناصحيحی از يک تشکل مستقل در آن حاکم است.

دوم، چنانچه آقای مهندس طبرزدی کوشش بيدريغ در دفاع از حقوق کارگران کرده است، بايستی خود او به جنبش کارگری و نهادهای مستقل آن ملحق شود و نه برعکس. در دوره انقلاب بسياری از همين دانشجويان و مهندسان حزب هايی ساختند و کارگران را به خود جلب کرده اند و در مواقع حساس پشت کارگران را خالی کردند و آنها را به حال خود رها کردند. تجربه حداقل انقلاب اخير ايران بايد به کارگران نشان داده باشد که آنها تنها به نيرو و توان و قابليت فکری خود و متحدانشان (که در جبهه آنها قرار گرفته اند) می تواند متکی باشد و تدارک مبارزه با کارفرمايان و رژيم را سازمان دهند. بهرحال بهتر است ذکر شود که اين کمک های بيدريغ مهندس طبرزدی به کارگران ايران در کجا و چه زمانی بوده است؟

سوم، کارگران مستقل ايران ديگر پس از سپری شدن بيش از دو دهه و تجربه اين رژيم درک کرده اند که قانون رژيم اسلامی و کليه نهادهای آن در خدمت حفظ منافع سرمايه داری است. چگونه می توان با حضور چنين رژيمی به مطالبات به حق کارگری دست يافت؟ برای نمونه حق اعتصاب يک مسلم کارگران است. آيا در قانون کنونی رژيم و يا در برنامه اصلاح طلبان نظير مهندس طبرزدی اين حق مسلم وجود دارد؟ چنانچه کارگران دست به يک اعتصاب عمومی برای گرفتن حق خود کنند، آيا اصلاح طلبان در کنار آنها قرار خواهند گرفت؟ اگر چنين است چرا کليه باندهای رژيم در سرکوب کارگران اسلام شهر و ساير مبارزات کارگری متحداً عمل کرده اند؟

بديهی است که کارگران برای احقاق حقوق خود بهتر است خود را مستقل از هر شخصيت و گروه و جبهه ای سازمان دهند، وگرنه آنها هرگز به حقوق خود نخواهند رسيد.

 

از مطالبات صنفی و دمکراتيک بايد فراتر رفت

در گزارش اخير «جنبش متحد کارگران ايران» (رجوع شود به ضميمه) آمده است که بنيادهای به اصطلاح مستضعفين، 15 خرداد، علوی و غيره «اقدام به چپاول و غارت سرمايه های ملی... و دسترنج کارگران مظلوم نموده اند». اين مطلب کاملاً صحيح است. اما، تنها ذکر اين مطالب عمومی ديگر کافی نمی باشد. کارگران مستقل بهتر است با تشکيل يک کميسيون کارگری خواهان رسيدگی به دخل و خرج اين بنيادها شوند. در اين مورد خواست باز کردن دفترهای بنيادهای وابسته به رژيم يکی از مطالبات محوری کارگران می تواند باشد. اگر رژيم اذعان دارد که پول های جمع آوری شده توسط بنيادهای مذکور در راستای کمک رسانی کارگران و زحمتکشان (مستضمين) بوده است، بايد تمام حساب و کتاب های آن بنيادها علنی کند. مبارزه پيرامون اين شعار می تواند آغازگاه يک عمل مشخص برای کسب حقوق از دست رفته کارگران باشد. يا رژيم به اين مطالبه تن می دهد که افشا می گردد و يا توافق نمی کند، که در آنصورت کارگران مستقل از چارچوب يک اقدام «قانونی» خارج شده و به شيوه های ابتدايی کارگری يعنی سازماندهی اعتصاب مبادرت می کنند.

 

تشکيل «جبهه سوم» برای کسب حقوق دمکراتيک

مردم تحت ستم ايران به ويژه دانشجويان و زنان و کارگران پيشرو در مقابل «تماميت خواهان» و «اصلاح طلبان» مبادرت به تشکيل يک جبهه سوم کرده اند. مشاهده بيش از 3 سال قول و قرارهای بی اساس خاتمی و بی ارادگی اصلاح طلبان در مجلس ششم در مقابله با «حزب الله»، بيش از گذشته اين گرايش عينی را تقويت کرده است. اما، بدون حضور فعال کارگران مبارز در اين جبهه و نقش تعيين کننده و رهبری کننده کارگران، طبعاً اين جبهه با شکست مواجه خواهد شد. «دفتر تحکيم وحدت» به رهبری طبرزدی در عمل نشان داده که در درون اين جبهه قرار نگرفته است. در قيام شش روزه دانشجويان تهران، پشت دانشجويان مستقل توسط «دفتر تحکيم وحدت» خالی گشت. مقاومت دانشجويی در مقابل تهاجمات اوباش «حزب الله» ی تحت لوای «لبخند اصلاحات» در هم کوبيده شد. گسست از نهادهای اصلاح طلب که توهم را به سرمايه داری دامن می زند، و الحاق به جبهه سوم (يعنی حبهه ضد رژيم سرمايه داری) توسط کارگران مستقل نخستين گام در راستای کسب حقوق از دست رفته کارگران است.

 

 

م. رازی

12 آبان 1379

آدرس انترنتی کتابخانه: http://www.javaan.net/nashr.htm

آدرس پستی: BM Kargar, London WC1N 3XX, UK

ايمل: yasharazari@netscape.net

مسئول نشر کارگری سوسياليستی: ياشار آذری

تاريخ و ادبيات مارکسيستی