آيا بايد در سنديکاهای صنفی شرکت کرد؟

 

ماه ديگر شهريور 1382، دفتر شعبه «سازمان بين المللی کار» (آی. ال. او) در ايران افتتاح می شود. آی. ال. او قصد دارد با تأييد هر دو جناح هيئت حاکم «سنديکای کارگری» برای کارگران ايران ايجاد کند. در حاشيه چنين چشم اندازی است که اخيراً بحث های متعددی در جرايد در باره چگونگی سازمان يابی تشکل های مستقل کارگری بر سر زبان ها افتاده است و در پی آن تحولات نوينی مشاهده می شود. اين تحولات در پی سفر هيئت ويژه ای از سوی «سازمان بين المللی کار» (آی. ال. او) به تهران، (27 سپتامبر تا سوم اکتبر 2002)،  و متعاقباً سفرهای نماينده های دولتی به مراکز آل ای او بوده است. برای ارزيابی اين تحولات بررسی گزارش ويژه اين هيئت در سال پيش؛ ضروری است.

در ميان موارد متعددی؛ دو نکته مهم در اين گزارش برجسته شده است.

نکته نخست؛ گزارش تاکيد می کند که «تشکل های سياسی حق دخالت در امور انجمن های صنفی را ندارند» و نمايندگان انجمن هايی رسميت دارند که متکی بر «انتخابات آزاد و با آرای کارگران انتخاب شده باشند»، و اينکه: «انجمن های صنفی به عنوان سنديکاهای واقعی مورد حمايت قرار گيرند و اتحاديه های واقعی کارگری با مشارکت اين تشکل ها تأسيس شوند».

نکته دوم؛ اينکه: «تشکل هايی صوری که تحت عنوان «کارگر» راه اندازی شده و در وزارت کار به ثبت نرسيده اند» غيرقانونی اعلام می گردند.

چنانچه اين موارد مورد توافق دولت قرار گرفته و اجرا گردند؛ بررسی اين دو نکته حائز اهميت است.

نکته نخست،

برجسته شدن «انجمن های صنفی»(1) به مثابه نهادهايی مستقل از احزاب سياسی و متکی بر انتخابات آزاد. در صورت اجرای چنين طرحی، کارگران پيشرو سه شيوه محوری از برخورد در مقابل خود خواهند يافت:

اول؛ عدم شرکت در چنين نهادهايی به عنوان تشکل هايی مرتبط به دولت سرمايه داری. و در مقابل آن، تمرکز بر سازماندهی تشکل های مستقل کارگری  که الزاماً نهادی رسمی نبوده و مهر تاييد از «وزارت کار» را ندارد. به سخن ديگر تحريم انجمن های صنفی و تبليغ تحريم آنها در ميان ساير کارگران.

دوم، شرکت فعال و غيرمشروط در انجمن های صنفی به مثابه «تشکلات مستقل کارگری» تحت نظارت «سازمان بين المللی کار» و معيارهايی مترادف با قوانين بين المللی کار. به عبارت ديگر، انحلال خود در آنها با هدف فعاليت درازمدت پيرامون مسايل جنبش کارگری (افزايش دستمزدها و بازپس گيری حقوق عقب افتاده و غيره).

سوم،  تدارک برای شرکت مشروط در انجمن های صنفی  با حفظ استقلال تشکليلاتی و در عين حال تداوم کار غير رسمی .

روش اول, گرچه اين روش با در نظر گرفتن عملکرد چند دهه دولت سرمايه داری ايران، می تواند موجه جلوه داده شود، اما چنين روشی در عين حال به راحتی کارگران پيشرو را می تواند از مجامع کارگری منزوی کند. بايد متذکر شد که تمام اقدامات کنونی دولت نمی تواند تنها ظاهر سازی باشد. بانک های جهانی و سازمان های بين المللی برای سرمايه گذاری درايران نياز به امنيت و آرامش داشته و دولت را وادار به تن دادن به يک سلسله از قوانين بين الملی خواهند کرد (هر چند آن قوانين بين المللی خود انحرافی باشند). تضمين، تدوام و گسترش اين قوانين به نفع کارگران، بستگی به شرکت و مبارزه خود کارگران برای احقاق حقوق شان است. دور زدن تجمعاتی که کارگران به صورت توده ای در آن شرکت می کنند، الزاماً در تمام شرايط صحيح نيست. در اين امر ترديدی نيست که ايجاد تشکل های مستقل کارگری واقعی تنها پس از براندازی ريشه ای نظام سرمايه داری تحقق می يابد، اما استفاده از روزنه های موجود برای پيشبرد مبارزات در درون نظام سرمايه داری نيز ضروری است. زيرا کارگران تنها از طريق مبارزه و فعاليت مستمر در جامعه سرمايه داری به ماهيت واقعی رژيم و سياست های متحدان بين المللی آن (مانند آی. ال. او.) پی برده و اعتماد به نفس کسب می کنند.

 کارگران ايران بيش از 24 سال مورد ارعاب قرار گرفته و از هر روزنه ای برای تنفس و پـيشبرد مبارزات خود استفاده می کنند. عدم شرکت کمونيست ها در ميان تشکل های کارگران تحت هر عنوانی يک عمل فرقه گرايانه ای بيش نيست.

روش دوم؛ آن روی سکه روش اول است. طبيعی است که کارگران پيشرو نمی توانند تسليم وضعيت موجود شده و هر آنچه اعلام می گردد را چشم بسته بپذيرند. شرکت غيرمشروط در «انجمن های صنفی» يا سنديکاهای کارگری آتی می تواند کارگران را خلع سلاح کند. کارگران به اندازه کافی سياست های و قول قرارهای سياست مداران را تجربه کرده اند. نبايد فراموش کرد که در هيچ نقطه جهان از جمله کشورهای «دمکراتيک» بورژايی (مانند سوئد، انگلستان، فرانسه، آلمان و غيره) «دمکراسی» از روی دلسوزی به کارگران اعطا نمی شود. ايجاد تشکل های کارگری/صنفی (حتی مستقل) در جوامع سرمايه داری برای تحت کنترل قرار دادن کارگران و به تعويق انداختن استقرار قدرت کارگری، طراحی شده اند.

شرکت در درون تشکل های کارگری با هدف مماشات جويی و ايجاد پلی ميان نهادهای دولتی (مانند خانه کارگر و غيره) به مفهوم تسليم در مقابل دولت بورژوايی و ضربه زدن به منافع بلندمدت کارگران است.

روش سوم؛ در وضعيت کنونی می تواند قابل تأمل باشد. به عبارت ديگر شرکت مشروط در «انجمن های صنفی» يا اتحاديه های کارگری با حفظ استقلال تشکيلاتی خود. اين شروط کدامند:

1-      استقلال واقعی اين «انجمن های صنفی» يا نهادهای کارگری از دولت و تمام احزاب سياسی وابسته به آن.

اگر قرار باشد انجمن های صنفی نوين نيز مانند ساير نهادهای سابق دولتی مانند: «خانه کارگر»، «کانون عالی شوراهای اسلامی کار» و «حزب اسلامی کار» و «انجمن های صنفی» وابسته به دولت باشند، شرکت در اين نهادها نيز بی فايده و غيرضروری است  و آنها تحريم بايد گردند. زيرا نهادهای وابسته به دولت و سياست های و جناح های آن، اجازه طرح مسايل کارگری را نخواهند داد. از آن مهم تر با انواع ترفندها از اجرا و اعمال تصميمات کارگران که در اکثر موارد متوجه سياست های دولت است، جلوگيری خواهد شد. يکی از شروط محوری شر کت کارگران پيشرو، در چنين نهادی، «استقلال» واقعی آن نه تنها از احزاب سياسی که از دولت (و تمام نهادهای کارگری وابسته به آن) نيز است. در گزارش «آی ال او»، استقلال انجمن های صنفی از دولت با صراحت بيان نشده است.

2-      وجود دمکراسی، آزادی تشکيلاتی.

بحث و تبادل نظر تنها زمانی می تواند مثمر ثمر واقع شود که نتايح تبادل نظر بتواند مورد اجرا قرار گيرد. و تا زمانی که آزادی تشکيلاتی و تصميم گيری متکی به آرای شرکت کنندگان وجود نداشته باشد، فعاليت کارگران پيشرو در آن جايز نيست. آزادی بيان، تجمع و انتشار مطبوعات و تصميمات نهادهای کارگری در سطح جامعه؛ و استفاده از رسانه های عمومی برای تبليغ اين مواضع می بايد يکی از پيش شرط ها اصلی شرکت باشد. «انتخابات آزاد» بايستی توسط کميسيونی متشکل از کارگران مستقل از دولت و احزاب سياسی، همراه با هيئتی از اتحاديه های کارگری اروپايی و آمريکای شمالی؛ مورد نظارت قرار گيرد. انتخاباتی که تحت کنترل «خانه کارگر» و يا نهاد ديگر دولتی باشد نمی تواند مورد قبول باشد.

3- شرکت فعال توده های کارگر.

چنين نهادی بايستی مورد پذيرش و اعتماد کارگران قرار گيرد. اگر توده های کارگری به هر علتی (عدم آمادگی ذهنی و يا عدم اعتماد) در اين «انجمن های صنفی» شرکت نکنند، حضورکارگران پيشرو نيز در اين نهادها غير ضروری است. زيرا هدف اصلی کارگران پيشرو و آگاه، دخالت در ميان کارگران برای تقويت اعتماد به نفس در آنها در جهت به دست گرفتن سرنوشت شان به دست خودشان است. نهادهايی که توده کارگران را در برنگيرد،  تنها به يک «اداره» غير فعال  مبدل می گردد. 

با توجه به پيش شرط های بالا، شرکت فعال در درون چنين نهادهايی ضروری است. اما قابل ذکر است که حتی برای اعمال پيش شرط بالا بايستی مبارزه و فعاليت مستمری از سوی کارگران پيشرو صورت گيرد. تحقق و حفظ اين پيش شرط ها به سادگی صورت نمی گيرد.

نکته دوم؛

گزارش ويژه «آی ال او» متذکر می شود که «تشکل هايی صوری که تحت عنوان «کارگر» راه اندازی شده و در وزارت کار به ثبت نرسيده اند» غير قانونی اعلام می گردند. اين بند، در واقع زنگ خطری است برای کارگران پيشرو، و به ويژه اخطاری است به کارگرانی که نقداً فعاليت غير رسمی خود را پيرامون تشکل کارگری آغاز کرده اند. بديهی است که اين بند نمی تواند مورد پذيرش کارگران پيشرو قرار گيرد. زيرا: اول؛ هيچ تضمينی وجود ندارد که دولت سرمايه داری ايران همراه با متفقين نوين شان در سطح بين المللی مانند «آی ال او» پس از مدتی زير قول و قرار خود نزنند. بار ديگر بايد ذکر شود که تمام قوانين و نهادهای نوين در راستای حفظ منافع سرمايه داران طرح ريزی شده اند (حتی اگر، در قياس با دوره پيش، امتيازاتی نصيب کارگران بشود).

اضافه بر آن، دعواهای جناح بندی های دولتی کماکان ادامه داشته و تداوم خواهد يافت. و در هر لحظه بستگی به اينکه کدام جناح اعمال نفوذ کند؛ می تواند سياست ها به سادگی تغيير کنند و کارگران را درموقعيت «معلق» سياسی قرار دهند.

همچنين، اگر دولت در سياست اخير خود مبنی بر رعايت قوانين بين المللی کارگری صداقت داشته باشد (که چنين نيست)، به «ثبت رساندن» و يا مهر تاييد گرفتن از «وزارت کار» چه مفهومی دارد؟ آيا مفهومی جز به کنترل در آوردن تشکل های مستقل کارگری می تواند داشته باشد؟

دوم؛ تنها روشی که کارگران می توانند اين «انجمن های صنفی» نوين را آزمايش کرده و در جهت دمکراتيزه کردن آن گام بردارند، وجود تشکل های مستقل کارگری غيررسمی خود در کنار آنها است. به ثبت رساندن تشکل های مستقل موجود؛ به مفهوم انحلال استقلال آن تشکل ها است. همچنين علنی کردن تشکل مستقل غيررسمی موجود، بدون وجود زمينه کافی (آمادگی توده های کارگری برای پذيرش آن، و وجود حداقلی از کارگران پيشرو و فعال)؛ در وضعيت کنونی نمی تواند کمکی به پيشبرد فعاليت ها مستقل کارگری کند و کارگران پيشرو را در موقعيت ضعيف تری قرار می دهد. اين تشکل ها در واقع به مثابه ستون فقرات اتحاديه های کارگری آتی عمل کرده و جايگاهی برای اتحاد کارگران کمونيست بر محور برنامه های درازمدت سياسی در راستای تشکيل حزب پيشتاز انقلابی است.   

 

م. رازی

22 مرداد 1382

 

اين مقاله براساس مقاله ای تحت عنوان «يادداشت هايی در مورد انجمن های صنفی» که سال پيش پس از سفر هيئت نمايندگی آی. ال. او به ايران انتشار يافت، نگاشته شده است.

 

زيرنويس:

1-   قابل ذکر است که در اينجا منظور آی ال او از «انجمن های صنفی»، انحمن های صنفی موجود وابسته به رژيم نيست. منظور سنديکاها و اتحاديه های کارگری به سبک اروپايی آنست. ابته همان اتحاديه های کارگری اروپايی نيز توسط بورکراسی کارگری تصرف شده و نقش توده های کارگری در آنها تقليل يافته است. آنچه مد نظر آی ال او است با تشکل های (با انجمن ها يا تشکلهای مستقل واقعی کارگری) متفاوت است. 

2-       

آدرس انترنتی کتابخانه: http://www.javaan.net/nashr.htm

آدرس پستی: BM Kargar, London WC1N 3XX, UK

ايمل: yasharazari@netscape.net

مسئول نشر کارگری سوسياليستی: ياشار آذری

تاريخ و ادبيات مارکسيستی